سرت را پایین بینداز...
گاهی وقت ها سرت را که برمی گردانی همه چیز بهم میریزد،سرت را که برمی گردانی بهترین رفیقت میشود نارفیق طوری از او زخم میخوری که کینه اش همیشه می ماند،سرت را که بر می گردانی نگاه ها به تو تغییر می کند همه انتظار کمک دارند،انتظار همدردی اما به خود تو توجهی ندارند، سرت را که برمی گردانی سر همه آنقدر شلوغ است که هیچ کس جز خودت صدای شکستن قلبت را نمی شنود ،سرت را که بر می گردانی میبینی که باید همرنگ جماعت شوی غافل از اینکه همین جماعت خودشان هفت رنگ هستند، سرت را که برمی گردانی آسمان دیگر آبی نیست ،سرت را که برمی گردانی میبینی میان یک مشت موجود آدم نما گرفتار شده ای و چاره ای جز ماندن و سوختن نداری تا شاید روزی خودشان تو را به دیار باقی بفرستند ، سرت را پایین بینداز و خود را به نفهمی بزن اینجا آدم ها گرگ هستند حتی نمی توانی یک لحظه سرت را برگردانی...!

+ نوشته شده در ساعت توسط وندا💌
|
مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند.