علاج غصه ها
عجب زندگی دارم من ،قصه ی زندگی من،قصه ی غصه هاست:غصه های لعنتی غصه هایی که در درونت خوابیده اند. از آن غصه هایی که بغض می شود در گلویت راه نفست را می بندد و تو نفس هایت را با غصه بیرون می دهی و صدایت غصه دار است و حرف هایت بوی غصه می دهند،بعد آدم ها هم از غصه چیزی سرشان نمی شود،خودشان برای تو غصه می سازند،می شکنندت،بعد هم وقتی که می بینند همه ی وجودت با غصه عجین شده،تنهایت می گذارند زیراآنها معتقدند انسان غصه دار ارزش ندارد. نمی دانم آیا کسی هست به آن ها بگوید: آی آدم ها،شما که غصه را در وجود ما می کارید و خوب آبش می دهید بگویید علاج این غصه های لعنتی را کجا باید جستجو کرد؟؟؟
+ نوشته شده در ساعت توسط وندا💌
|
مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند.