آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد
بی آب ، دو هفته
بی هوا ، چند دقیقه
بی”وجـــدان”، خـیلی . . .
متاسفانه خیلی !

گرگ

این روزها هوا خیلی غبار گرفته

گرگ را از سگ نمیتوان تشخیص داد

هنگامی گرگ را می شناسیم

که دریده شده ایم . . .

فرش قرمز

پاهایت را بگذار اینجا…
درست روی قلبم…
ببخش مرا …
چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم …
آهسته قدم بردار اینجا…

تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…!


سفر

جز دلت که لازم است
هيچ چيز با خودت نمي بري
نبر ولي
از سفر که آمدي
راه با خودت بيار
راه هاي دور و سخت
***
خسته ايم از اين همه
جاده هاي امن و راه هاي تخت
***
مي روي سفر برو، ولي
زود بر نگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده اي که عاقبت
قله سپيد صبح را
فتح کرد.


عرفان نظر آهاري


خلوت

شاید ربیع الاول هم برای من بهار باشد، شاید سلول های قلبم هم شروع به عوض شدن کرده اند، بگذار بهار برای من باشد .بگذار غصه های لعنتی ام هم نفس تازه کنند . بگذار بهانه های بیشتری برایم بتراشند ،از نبودشان غمگین می شوم و سختی میکشم دیگر خو گرفتم با این غصه های لعنتی.  با هم  حرف می زنیم با آن ها خلوت می کنم از زمین و زمان شکایت می کنم آن ها هم گوش می دهند و بعد هم این قدر روی قلبم تلنبار می شوند که من فقط به آن ها فکر می کنم و همه ی زندگیم می شود آنها ! رفیقای خوب من غصه های لعنتی هستند...


سفر کردم به دنبال سر تو / سپر بودم برای دختر تو

چهل منزل کتک خوردم برادر / به جرم این که بودم خواهر تو . .

اربعین حسینی تسلیت باد...

دوست


خدایا ! من را در برابر بعضی از دوستانم محافظت کن خودم از عهده تمام دشمنانم بر میآیم


 آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است 


 تنها کسی که می تونه تو رو به خاک سیاه بشونه یک دوست کاملاً مورد اعتماده


دوره ای شده که حاضرم جای “پت”باشم اما یه دوست واقعی مثل “مت”داشته باشم... 

هوای دونفره

خدا را شکر دیگر فصل هوای دو نفره به پایان رسید با اینکه صدای خش خش برگ هایش را خیلی دوست داشتم اما وقتی در هوای دو نفره یک نفر باشی آسمان هم ابری باشد قدم بزنی و ندانی به چه چیز و چه کس باید فکر کنی ندانی که باید برای حل کدام غصه ی لعنتی ات بیندیشی وقتی می بینی مردم دو نفره قدم در خیابان می گذارند فارغ از غصه های لعنتی ،درخت ها فارغ از برگ های رنگارنگ خود و تو فارغ از آسودگی هستی فصل هوای دو نفره به پایان رسید اما هنوز خیلی چیز ها دو نفره اند نیمکت های پارک ،صندلی های اتوبوس و...اشکالی ندارد در پارک روی چمن مینشینم و در اتوبوس می ایستم و...                                                                   خدارا شکر از هزار رنگی پاییز به یکرنگی زمستان رسیدیم کاش آدم ها هم این صفت را از زمستان به ارث ببرند...


هــوای دو نفره داشـتن ،

نـه ابر میخواهد

نـه باران

نـه یک بعد ازظهر پائیزی

کافیست حــواسمان به هــم بــاشد …

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"