توقع
این اشتباه تو نیست که درک نمیکنی و نمیفهمی ، اشتباه منه که “توقع” دارم بفهمی !
دیگه باید فهمیده باشی همه رفیقِ وقتای خوشی اند !
همه رفیق روزای خوبن نه رفیق خوب روزها...!
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍی ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻟﻢ یک ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎبی بکشی ﻛﻪ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ … راستی ﻣﻦ ﺭﻭی ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻫﻢ یک ﺧﻨﺪﻩ می ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﻧﺮﺥ ﺧﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ؟


البته دیروز بود نبودم که بیام بنویسم...
تولدم رو به خودم تبریک میگم امیدوارم صد و بیست ساله نشم...
امسال زیاد تنها نبودم یه سری یادشون بود تولدمه ممنونم ازهمتون...
بهترین هدیه رو هم خدا بهم داد...

باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود
آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود
پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود
جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار