آلبوم پاروی بی قایق ...

تا چشم کار می کرد و
تا اعتماد می کردم
چشمم به هرچی که می دید
بی اعتماد تر می شد
معجون دردمندی از سردرد و دردسر بودم
با هر مسکن ِ تازه دردم زیادتر می شد
خشکیده تر شدم ای ماه
عکست توی کدوم چشمست
اینجا که هرچی می بینم دالون ِ تنگ و تاریکه..

  ♫♫♫

اینجا که هرچی می گردم
راهی به سرپناهی نیست
روح بزرگ من دیدی دنیا چقدر کوچیکه..

بهانه ی همیشگی

دلم به بهانه ی همیشگی گریست
بگذار بگرید و بداند
هر انچه خواست
همیشــــــــــہ
نیست ..

....

بعضی وقتا
بعضی آدما
تو یه لحظه
با یه حرف
خودشونو برای همیشه از چشمت میندازن !!