هیچ کسی های من شمار ندارد...
امروز هیچ کسی هایم راشمردم زیادتر شده بود.باهرکسی که طرح دوستی میریزم بعد از مدتی تبدیل می شود به هیچکسی زیرا می شود آب زیرکاه و موذی. با هرکسی دوست می شوم پس از مدتی او سعی دارد شکستم بدهد مرا به زمین بزند دعوایم کند و...این تنها مختص من است. زیرا من با هرکسی دوست می شوم سعی می کنم باری از غم هایش بردارم دلداریش بدهم نازش را بکشم نصیحتش کنم اما هیچ کس نیست که بگوید رفتار های متقابل کجاست؟دوست باید غمخوار دوستش باشد. هر روز که هیچکسی هایم را می شمرم اضافه می شود نوک آن کوه بلند لب آن رود عمیق روی کشتی شب همه جا هیچ کسی های من وجود دارد. آری هیچ کسی های من شمار ندارد...
+ نوشته شده در ساعت توسط وندا💌
|
مدت هاست در تلاشند! مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند.