دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی

غصه های لعنتی


غصه های لعنتی

خـدآیـــآ بـِـﮧ سَلـآمَــتـﮯ خـودت نـَ ـﮧ بَنــده هاےِ بـیـخـودت . . !

گاهی دلت نمی خواهد

دیروز را به یاد بیاوری

انگیزه ای هم برای فردا نداری

و حال هم که ...

گاهی فقط دلت می خواهد

زانوهایت را تنگ در اغوش بگیری

و گوشه ای از گوشه ترین گوشه ای که میشناسی

به تمام بدبختی هایت

گریه کنی...

میخوام از غصه هایی که رو قلبم تلنبار شده بنویسم. اگه وبم زیادی ناراحتت میکنه همین الان این وب رو ببند اگه که نه سنگ صبورم باش و باهام همراه شو...

 

+ | | وندا |

+ | | وندا |

تولدم مبارک

+ | | وندا |

همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده که اگر بار دیگر اشک بریزد او را میکشد !

+ | | وندا |

خيليا هستن ميخوان ما رو خراب کنن

بدبختا خبر ندارن ما از خرابه ها برج مي سازيم...

+ | | وندا |

+ | | وندا |

کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …

+ | | وندا |

امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را

التماس دعا

+ | | وندا |

تلخ منم همچون چای سرد که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی
تلخ منم ؛ چای یخ که هیچکس ندارد هوسش را …

+ | | وندا |

هـمـه بـدی هایـــم را هــم کـه صــافــ کـنـم …

بــه ” دل خــود ” مــدیـون میمــانم …

بــرای تمـام … “دلــم میخواســـت” های بی جواب مــانـده اش !!

+ | | وندا |

+ | | وندا |

هدف از آفرینش بعضی ها فقط اینه که با بودنشون

به ما ثابت میکنن که تنهایی چه نعمت بزرگیه !

+ | | وندا |

من یک دخترم وقتی دلم مـی گیرد، بشقاب ها را نمـی شکنم شیشه ها را نمـی شکنم غرورم را نمـی شکنم.. دل کسـی را نمـی شکنم زورم به تنها چیزی که میرسـد، این بغض لعنتـی است...!!!

+ | | وندا |

ســـلام آقای من !
خبر از مــــن دارید؟
خبر از دلتنگــــی هایـــم؟
هیچ سراغ دلــ م را میگیریـــد؟
کسی برایتـــان خبر آورده کــه آب رفتــه ام از خستگی؟
مچالــه ام از دلتنگــی؟
بیچاره شــدم از انتظار

 

ذلم یه ذره شده واسه مسجدت آقا،که بیایم در حیاط مسجدت قدم گذارم و اشک بریزم و دلتنگی هایم را پر بدهم...می شود مرا هم جزو مسافرانت قبول کنی؟؟؟

آقا جون دلم واسه مسجدت پر میکشه...

+ | | وندا |

+ | | وندا |

دلم گرفت از این قفس تو حسرت یه هم نفس
من دیگه رو نمیزنم این دیگه آخرین دفعس
من یکی دلم گرفته از خودم از این خیال بی کسی
از این که جون دادم ولی پیدا نشد فریادرسی
آخر خطم و دیگه چشم من آب نمی خوره
این چاقو عمرا دسته ی خودش و باز نمی بُره
من دیگه آخر جاده ی دلم جاده ی بی عبوری
برنمی گردم که تـَـهِ این جاده اشک و کوریِ
یه راهی وا کن جلو پام دارم باز از پا در میام
دارم بازم کم میارم من چشمای تر نمی خوام
هوامو هیچکسی
هوامو هیچکسی نداشت دستامو ول نکن یه بار
دارم به آخر میرسم اشکامو از پا دربیار

+ | | وندا |

خــستــہ امـ …

از صبورے خــستـــہ ام …

از فــَریــــادهایے که در گـــلویـــم خفـہ مانـد …

از اشـــــــک هایــی که قـاه قـاه خنــــده شـב …

و از حــــرف هایے که زنـــده بہ گـــور گــَشت در گــورستاטּِ دلـــــم

آســــاטּ نیست در پــَس خـــنـده هاے مصــنوعے گریــہ هاے دلت را ،

در بــی پنـــاهیت در پشت هـــــزاراטּ دروغ پنهـــاטּ کنے …

ایــــטּ روزهــا معنے را از زنـدگـــے حذف کــرבه امـ …

+ | | وندا |

ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ !

خسته ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی …! ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ …

+ | | وندا |

سیگار بکش ؛

بغض کن ؛

گریه کن ؛

دق کن !

ولی با آدم بی ارزش درد و دل نکن …

+ | | وندا |

+ | | وندا |

мσиα-тнɛмɛ